روانشناسی معاملات

روانشناسی

روانشناسی

در ابتدای بحث روانشناسی معاملات باید اشاره خیلی مهمی به مثلث موفقیت کرد،

تحلیل _ مدیریت سرمایه _ روانشناسی بازار   سه ضلع تشکیل دهنده این مثلث هستند .

یک معامله گر حرفه ای باید توانایی گرفتن بهترین تصمیم در بازارهای صعودی (گاوی) و نزولی (خرسی) را داشته باشد.

پیرامون بحث استراتژی اشاره کردیم که به اندازه تعداد افراد استراتژی معاملاتی وجود دارد. مهمترین نکته در این مورد صبر هوشمندانه می باشد در واقع در هر بازار مالی باید مانند یک تیرانداز ماهر عمل کرد سرعت عمل ، دید مناسب ،  تمرکز ، دقت و … اما نکته مهم توجه به ذاغه مهمات است یک بورس باز حرفه ای همیشه باید توجه خاصی نسبت به سرمایه و نقدینگی خود داشته باشد در واقع مدیریت سرمایه انجام دهد.

در ادامه ی بحث به مواردی که میتواند به رشد و بهبود وضعیت سرمایه گذاری افراد کمک کند اشاره میکنیم.

از حملات انتقام جویانه پرهیز کنید اگر از سهمی یک بار ضربه خورده اید مصمم نباشید که حتما از آن انتقام بگیرید سعی کنید تمرکز خود را از دست ندهید و همواره نظم شخصی داشته باشید.

از دیگر ویژه گی هایی که یک بورس باز حرفه ای باید داشته باشد یاد گیری مستمر است برای فعالیت در این بازار باید هر روز یاد بگیرید و از اطلاعات بروز استفاده کنید و مطالب فراگرفته شده را به کار بگیرید. ( مدیریت ذهن _  مدیریت سرمایه  _  متد استراتژی  )

نگرش ما نسبت به پول بسیار حائز اهمیت می باشد در ناخود آگاه خویش جستجو کنید که نگرش شما چگونه است آیا جملاتی از قبیل :

پول خوشبختی نمیاره، من بد شانسم، من نمیتوانم، هرگز موفق نخواهم شد، من لایق موفقیت نیستم و….

در خود میبینید ؟

متاسفانه تمامی این نگرش های منفی سد راه موفقیت شما می باشند ولی با راهکار های روانشناختی ، پله پله میتوانید نگرش خود را به سمت و سوی مثبت هدایت کنید.

جملاتی مثل پول وسیله رسیدن به آرزوهاست ، هر مسیری چالش های خود را دارد و برای موفقیت باید با آن ها روبرو شویم ، لزوما افراد ثروتمند کلاهبردار یا سارق نیستند و… را جایگزین جملات منفی کنیم.

در واقع تمامی باورها و نگرش های یک فرد در کلیه تصمیمات او تاثیر میگذارد.

 

به کلمه وسواس دقت کنید، مفهوم کلمه بدین معناست که تمرکز و حواسمون را بیش از اندازه به یک مورد خاص معطوف کنیم، وسواس انواع زیادی دارد ، وسواس پاکیزگی ، نگرانی و… اما در این بحث اشاره ما به نوع خاصی از وسواس می باشد که از آن با عنوان وسواس پولی نام میبریم.

وسواس پولی یعنی شما بیش از اندازه به مقایسه قیمت ها میپردازید و بیشترین تمرکز خود را برای حساب کردن ارزنده بودن یا نبودن اجناس ، املاک یا حتی محصولات غذایی می گذارید.

شاید برای شما هم اتفاق افتاده است که هنگامی که مشغول صحبت کردن با شخصی هستید و مطلبی را برای او  بازگو میکنید، شنونده وسط صحبتهای شما یک باره بیان میکند که کتی که به تن دارید را چه مبلغی خریده اید؟ ، این گونه از افراد به طور حتمی به وسواس پولی دچار هستند و مرتبا در ذهن خود به مقایسه رقم ها و دارایی ها و … میپردازند و حجم وسیعی از تمرکز خود را در این وسواس هدر میدهند.

 

عده دیگر هستند که اسرار بیش از اندازه در حفظ و نگهداری پول دارند و هیچ مورد مصرفی برای استفاده از پول خود ندارند حتی حاضر نیستند پول و نقدینگی خود را در مسیری سرمایه گذاری کنند یا بیزینسی فعال و پویا راه بیاندازند ، این گونه از افراد پول خود را فقط در بانک نگه داری میکنند و ترجیح میدهند تعداد صفرهای سپرده ی بانکی خود را بیشتر کنند تا اینکه از پول در زندگی شخصی خود استفاده و لذت ببرند، تمامی این موارد ریشه در کودکی ، تربیت و شرایط خانوادگی شخص دارد.

 

رابطه پول و قدرت به گونه ایست که متاسفانه در عموم افراد جامعه با بالا رفتن سطح درامدی شخص سعی دارد توانایی مالی خود را به رخ کسانی که از منظر او در سطح پایین تری هستند بکشد و اصطلاحا بزرگنمایی کند، در مقابل عده ای هم در برابر موفقیت های دیگران از خود حسادت نشان میدهند و افراد را در موقعیت کنونی که هستند تحمل نمیکنند و نمیپذیرند.

نکات کلیدی:

در لحظه زندگی کنید و نیم نگاهی به آینده داشته باشید چرا که امروز آینده دیروز شماست،

از چیزی که اکنون هستید راضی نیستید

از مقدار درآمد کنونی خود راضی نیستید

موارد این چنینی سد بزرگی است در مقابل لذت بردن از زندگی و افراد غالبا با نگرش های  اشتباه لحظات زندگی را به کام خود و اطرافیان خود تلخ میکنند.

اینکه مرتب با خود تکرار کنید که پولی که اکنون دارم کم است و نیازمند پول بیشتری برای خوشبختی هستم ، باعت پایین آمدن عزت نفس شما می شود.

کمالگرایی را با غرور اشتباه نگیرید شما دقیقا حین رانندگی زمانی در یک جاده تصادف خواهید کرد که بارها و بارها طول رفت و برگشت آن جاده را رفته اید و فکر میکنید شناخت کافی از مسیر دارید و اینجاست که غرور دشمن بزرگ شما وارد شده از غفلت شما استفاده کرده و باعث تصادف می شود.

با اعتماد به نفس کاذب در بازار سرمایه شما با انتخاب غلط و سرمایه گذاری نابجا به خود ضرر وارد میکنید و بعد از متحمل شدن ضرر به شماتت و سرکوب کردن خود میپردازید،

افراد دانا در صورت مواجهه با چنین رویدادی سعی در رفع نواقص تحلیل و پیدا کردن نقاط ضعف خود میپردازند.

در هنگام سرمایه گذاری و معامله صبور باشید تمرکز داشته و عجله و طمع را از خود دور کنید. در ابتدای کار توقع بیش از اندازه از خود نداشته باشید. نداشتن روابط اجتماعی خوب و انجام دادن کارهای سطحی و وارد کردن فشار مداوم به خود باعث می شود که شما با خطا های زیادی روبرو شوید. همواره سعی کنید مطالب و مستنداتی را بیاموزید که به شما کمک کنند رشد کنید ذهن خود را زباله دان مطالب بیهوده نکنید و هدفمند مطالعه کنید.

خوشایند همه نباشید هر معامله ای که به شما پیشنهاد می شود را چشم بسته انجام ندهید سبد سهام خود را به زنبیل سهام تبدیل نکنید.

 

مواردی از خطاهای زیر را در خود جستجو کنید :

کوری عمدی : با اطلاع از این که یک سهام در آستانه ریزش است اما خود را به ندیدن میزنید

تعمیم دهی : فرایند ساختن یک مفهوم یا حکم  از تعداد محدودی موارد خاص و به کار بردن آن به‌طور گسترده‌تر برای یک رویداد دیگر

تعویق پاداش : سود خود را به تعویق بیاندازید و طمع کنید

نفرت از زیان : حس انتقام یا دوری مطلق از یک سهم

خوشبینی مفرط : واقع نگر نبودن

 

در مجموع یک سرمایه گذار موفق باید دید وسیع داشته و ریسک پذیر باشد در مقابل اعتماد به نفس کاذب را از خود دور کند و اسیر تعدد سهام نشود. غلو کردن، خود را برتر دیدن، دقت بیش از حد از دیگر آفت های بازار سهام می باشند.

نکته جالب در بورس این است که ورود درست و بجا دقیقا در بازار نزولی است برعکس افراد عادی که با یک موج نوسانی منفی چند روزه ترسیده و صفهای فروش تشکیل میدهند ، افراد هوشمند و کاربلد در این نقطه وارد سهم میشوند و با توجه به سیر نزولی سهم تعداد بیشتری سهام خریده و بعد از نوسان مثبت ازسهم خارج میشوند اکنون در اینجا همان افراد عادی هستند که صف های خرید را تشکیل داده و دوباره گرانتر خواهند خرید.

انسان به ذاته منطقی فکر میکند اما احساسی عمل میکند سرمایه گذار موفق کسی است که بتواند احساسات خود را کنترل کرده و دچار هیجانات آنی نشود، کنترل هیجانات منوط به داشتن هوش هیجانی است، به اصطلاح هنگام تحلیل مانند یک رباط عمل کند و در موقع خرید و فروش به استراتژی و تحلیل خود پایبند باشد.

 

شناخت مدل های رفتاری

 

دیسک

دیسک

باتوجه به شخصیت و انواع مدل های رفتاری موجود در اجتماع برای اولین بار در سال ۱۹۲۰ میلادی تستی به نام  دیسک  توسط مارتون مالستون معرفی شد که در چهار حوضه رفتار شناسی از جمله

درون گرایی ، برون گرایی ، کار محور و مردم محور ، بازتابی از رفتار های ما را نمایش میدهد.

نمایانگر حس مدیریت و رهبری   D

این دسته از افراد کار محور و برونگرا هستند، همیشه سوال دارند و متعجب هستند ، وقتی تصمیم میگیرند که کاری را انجام دهند باید همین الان آن کار انجام شود، اهل چالش هستند و با از دست دادن کنترل دچار ترس میشوند و توانایی انجام چند کار همزمان را دارند. ممکن است ایجاد تنش کنند و تاب و تحمل ضرر را ندارند، از کار تیمی اجتناب میکنند، ریسک پذیری بالا دارند و اکثرا سعی در نوسان گیری در بازار بورس دارند، در هنگام ورود به ریسک خطرات احتمالی را در نظر نمیگیرند، در کل به شکل کاملا مستقل عمل میکنند.

نمایانگر روابط اجتمایی     I

این دسته از افراد مردم محور و برونگرا هستند، قدرت مذاکره بالایی دارند ، خلاق و مشوق هستند، صلح آفرین، خوش بین و شوخ طبعی از دیگر صفات بارز این افراد است. ترس از طرد شدن دارند ، در قرار گرفتن داخل چهار چوب رفتاری و کاری کلافه می شوند و توجه و دقت لازم در انتخاب سهام را ندارند، تنهایی کار کردن و کار روتین انجام دادن را نمیپذیرند، تغییر مسیر زیادی را تجربه میکنند، ریسک پذیری بالا دارند و تصمیمات خود را به تعویق می اندازند، برنامه ریزی لحظه ای انجام میدهند و نسبت به جزئیات بی توجه هستند،

 

نمایانگر محافظه کار بودن    S

این افراد مردم محور و درون گرا هستند، کاملا وفا دار، متفکر، تحت چهار چوب حرکت میکنند و علاقه به کار تیمی دارند و بدنبال حاشیه امن برای خود هستند ، دارای ثبات شخصیتی بالا و نیازمند امنیت و نظم هستند، از خشونت و تغییرات ناگهانی متنفرند و از بروز رنجش های خود اجتناب میکنند.

نمایانگر نظم و دقت  C

این افراد کار محور و درون گرا هستند، بسیار دقیق ، خونسرد و هوشیار ،قابل اعتماد و محتاط هستند.

نیاز زیادی به منطق و اطلاعات استاندارد دارند. از اینکه مورد نقد قرار بگیرند میترسند و ارتباطات زیادی ندارند.

دیسک با پاداش تقویت و با تنبیه تضعیف می شود.

افراد درون گرا غالبا انرژی خود را از تنهایی و سکوت دریافت میکنند و در جمع های شلوغ گوشه نشین و کلافه هستند برعکس افراد برون گرا انرژی خود را از جمع های شلوغ و پرهیاهو کسب میکنند و در تنهایی و انزوا به افسردگی میرسند.

در مدل رفتاری کار محور، بیشتر نتیجه برای افراد مهم است و تقریبا تمایل دارند تحت هر شرایطی به نتیجه مطلوب خود برسند اما مدل رفتاری مردم محور مسیر رسیدن به نتیجه را ارجح میدانند و مرتب مشورت میکنند.

 

 

سید مهدی عطاردی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟
نظری بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *