بررسی بهای تمام شده و تغییرات آن

در این مقاله به سراغ بهای تمام شده می رویم، ببینیم بهای تمام شده چه عددی می‌تواند باشد. یعنی چه میزان افزایش و چه میزان کاهش می تواند داشته باشد؟
اولین نکته ای که باید به خاطر داشته باشید، بررسی فروش و سود ناخالص است. فروش که افزایش یابد سود ناخالص هم افزایش می یابد.
پس سراغ سود و زیان بهای تمام شده شرکت می رویم.
EPS هم سود خالص تقسیم بر تعداد سهام شرکت است.
آیتمی که خیلی مهم است مواد اولیه و همین طور سربار تولید است که سهم بالایی در بهای تمام شده دارد.

در این مثال مواد اولیه ۷۷۰ میلیارد تومان هست یادداشت ۶ هزینه مواد اولیه جمعا۷۷۰ میلیارد تومان می‌شود. یعنی حاصل جمع مواد اولیه که شرکتها تولید می‌کنند۷۷۰ میلیارد تومان است. که این ۷۷۰ میلیارد تومان حاصل جمع مواد اولیه ای است که شرکتها برای تولید محصولشان استفاده می‌کنند. این ۷۷۰ میلیارد تومان حاصل جمع قسمت مشخص شده است که برای سال ۹۷ هم هست.

بیش از ۵۰ درصد از این ۷۷۰ میلیارد تومان متعلق به مواد اولیه است که گاز طبیعی هست.گاز یا همان خوراک گاز طبیعی در صنعت پتروشیمی برای تولید محصول اوره و آمونیاک از آن استفاده می‌شود. در خصوص این موضوع در تحلیل صنایع بیشتر توضیح داده می شود.
در اینجا منظور از گازی که گفته شده است،گازی است که مصرف می شود.
به متر مکعب یک میلیون و دویست و هشتاد و پنج میلیون متر مکعب گاز با نرخ هر متر مکعب ۳۴۰ تومان مصرف می شود و جمعا ضرب این دو می‌شود عدد ۴۳۷ میلیارد تومان.

دسته بندی پتروشیمی ها:

اگر در گذشته در بازار سهام فعال نبودید جالب است در خصوص گاز طبیعی بدانید که پتروشیمی ها به چند دسته تقسیم می شوند. پتروشیمی‌های اوره ساز ، پتروشیمی‌های متانولی و پتروشیمی های پلیمری.
پتروشیمی های اوره ساز مواد اولیه شان خوراک گاز طبیعی هست و همینطور پتروشیمی‌های متانول ساز هم به همین صورت از خوراک گاز طبیعی استفاده می کنند. این دو گروه که بخش زیادی از پتروشیمی‌های بورسی هستند در گذشته یعنی تا انتهای سال ۹۲ گازی که مصرف می‌کردند هر متر مکعب برابر با حدود ۲٫۵ تا۳ سنت ، بود. دلاری که استفاده می شد دلار مبادله ای بود، یعنی همان دلار دولتی، با دلار ارزان و هر متر مکعب ۳ سنت بود استفاده می‌کردند آذر ماه سال۹۲ که بودجه شرکت برای سال ۹۳ به مجلس ارائه شد قیمت ارائه شد هر متر مکعب گاز به عنوان مواد اولیه برای پتروشیمی ها بیشتر شد.
از ابتدای سال ۹۳ از ۳ سنت به ۱۳ سنت افزایش پیدا کرد .این افزایش خیلی عدد بزرگی میشد و نرخ دلار هم که خب در آن سال ها به طور چشم گیری رشد پیدا کرده بود طییعتا هزینه این شرکت ها را هم به مقدار زیادی افزایش داد و این باعث شد حاشیه سود شرکت ها از عدد ۷۵ تا ۸۰ درصد به عدد ۴۵ تا ۵۰ درصد افت پیدا کند.
اما طی یک سال اخیر دولت و هیئت وزیران بر این قانون مجدداً تجدید نظر داشتند و برای آن ۱۳ سنت فرمولی تعیین کردند که آن فرمول حدود ۹ و نیم تا ۱۰ سنت نرخ هر متر مکعب گاز را حساب می کند و ما طی تحلیلی که انجام می‌دهیم نرخ را با دلار مبادله‌ای برای هر متر مکعب ۱۰ سنت را در نظر می‌گیریم.

دلار آزاد و مبادله ای:

ما در بازار دلار آزاد داریم دلار مبادله‌ای هم داریم.
دلار آزاد همان دلاری است که ما می‌توانیم در تهران میدان فردوسی یا سبزه میدان بخرید یا اینکه از طریق صرافی ها چه در تهران چه در شهرستان می توانید به صرافی مراجعه کنید و دلار را بخرید.
دلاری که نرخش اکنون حدود ۱۳۵۰۰ تومان است در واقع دلار آزاد است اما یک دلار دیگری داریم به نام دلار مبادله‌ای یا به قول معروف دلار دولتی.
دلار دولتی توسط بانک مرکزی اعلام می‌شود و در بودجه کشور هم از نرخ مبادله‌ای استفاده می‌شود.
زمانی که نرخ دلار ۴۰۰۰ تومان بود، در بازار آزاد نرخ دلار هر دلار مبادله ای ۳۴۰۰ تومان بود و این دلار مبادله ای سهمیه ای است. یعنی اینطور نیست که شما هر چقدر که بخواهید بتوانید راحت بدست آوردید.
مثلاً قبلا اگر می‌خواستید به مسافرت بروید به هر نفر ۳۰۰ دلار، دلار مبادله‌ای می دادند که دیگر این قانون لغو شده است. در صنایع و شرکت‌های مختلف این دلار سهمیه بندی می شود و بر اساس سهمیه به آنها اختصاص داده می شود .
دلار مبادله‌ای که حدود ۲۰ درصد نرخ فروشش از دلار آزاد ارزان تر هست ، مواد اولیه که شرکت‌ها (پتروشیمی ها ) استفاده می‌کنند با دلار مبادله‌ای حساب می شود. یعنی این یک رانتی هست برای پتروشیمی ها که از یک طرف با دلار آزاد می فروشند و با دلار مبادله ای ۴۲۰۰تومانی خریداری می کنند.
در تصویر فوق ، مثالی که برای شما آوردیم، مواد اولیه ای که شرکت می‌خرد گاز است. در واقع گازی که می خرند یک میلیارد و ۲۸۵ میلیون متر مکعب است اینجا نرخ را ۳۴۰ تومان در نظر گرفته است به عنوان عوارض هم متر مکعبی حدود ۱۰ تومان عوارض و هزینه های جانبی دیگر دارد که ما آن ۱۰ تومان را جدا حساب میکنیم.
پس مواد اولیه عمدتاً گاز هست یا همان خوراک گاز طبیعی که مقدار مصرف به متر مکعب برابر است با ۱۲۸۵۹۸۳۱۱۵متر مکعب، از این مقدار گاز مصرف می کند.
گاز در فرایند تولید این محصولات این گونه است که خوراک گاز تبدیل به آمونیاک می‌شود و آمونیاک هم تبدیل به به اوره می شود.، یعنی اگر در این شرکت‌ها مشاهده کنید یک بخش خیلی زیادی از آمونیاکی که تولید شده حدود ۹۵- ۹۶ درصد از آمونیاک تولید شده به عنوان مواد اولیه برای اوره استفاده می‌شود و حدود ۴-۵ درصد هم به فروش می‌رسد.
اما مقدار مصرف ۱۲۸۵۹۸۳۱۱۵بود، نرخی که برای تحلیل می‌خواهیم استفاده کنیم (بر اساس دلار) نرخ خرید بر اساس دلار را فرض می کنیم ۱۰ سنت یعنی یک دهم دلارباشد(هر دلار را ۱۰۰ سنت در نظر گرفته یودیم) و دلاری که هست دلار مبادله‌ای به ریال از ابتدای آن سال بوده ۳۳۰۰ تومان بعد به۷۴۰۰ رسیده و ما برای یک سال آینده آن میانگین در نظر گرفته بودیم که این عدد ۳۵۰۰ تومان یا ۳۵۰۰۰ ریال باشد ، طبیعتاً هزینه مصرف مواد اولیه گاز برابر می شود با ضرب این اعداد یعنی مقدار مصرف ضرب در نرخ خرید، ضربدر ۳۵۰۰ تومانی که ما می‌خواستیم تبدیل کنیم به عدد ریال، اگر این عدد را در ماشین حساب ضرب کنید عددی که به دست می‌آید می‌شود ۴۵۰ میلیارد تومان که اگر این را تقسیم بر یک میلیون کنید (که عدد به میلیون ریال به دست بیاید) برابر می شود با همان ۴۵۰ میلیارد تومان که اینجا ۶ تا صفر آن یا شش تا عدد از انتها آن حذف شده است.

این عدد نسبت به عددی که شرکت پیش بینی کرده بود حدود ۱۰ میلیارد تومان افزایش پیدا می‌کند که در واقع عدد ناچیزی هم می شود. اما برای اینکه شما بهتر بتوانید این موضوع را درک کنید اختلاف عدد را به آن اضافه می کنم که ببینم اختلاف این دو عدد چه عددی است و به جمع مواد اولیه اضافه می کنیم.
این عدد را منهای ۴۳۷ میلیاردی که شرکت بابت هزینه گاز کرده بود می کنیم و ببینم چه عددی می شود.
۱۲ میلیارد و حدود ۸۰۰ میلیون تومان می شود. این عدد را می توانیم به مواد اولیه اضافه کنیم.
مبلغ اختلاف را می توان به مواد اولیه اضافه کرد. طبیعتاً وقتی مبلغ مواد اولیه اضافه می شود، بهای تمام شده هم اضافه می شود. پس سود ناخالص هم به نسبت قبل تغییر می کند.

سهام شرکت در بازار چقدر می ارزد؟

ما می‌توانیم از یک نسبت معروفی به نام نسبت P/E استفاده کنیم.
نسبت P/E که بعداً حتماً در مورد آن صحبت می‌کنیم می خواهد به شما بگوید که سودی که شرکت محقق می‌کند با در نظر داشتن سود، ارزش واقعی سهام شرکت چه عددی می‌شود.
معمولاً P/E که در نظر می‌گیرند عدد ۵ هست یعنی شما می توانید این عدد ۵ را ضربدر سودی که برآورد می کنید نمایید و ببینید که ارزش این شرکت چه عددی خواهد شد. خیلی مهم است که ضربدر سود برآوردی خودتان بکنید نه سود شرکت.
طبیعتاً سود شرکت را همه می توانند محاسبه کند و این سود شرکت در مثالی ممکن است بیش از مقدار برآوردی باشد یا حتی کمتر باشد. شما باید سود شرکت را برآورده کنید.هر عددی که برآورد کردید در تحلیل عملکردتان آن عدد را می توانید از طریق نسبت P/E ضربدر ۵ بکنید و به این ترتیب ارزش سهام شرکت را حساب کنی.

چرا نسبت P/E برابر ۵ است؟

نسبت p/e در واقع انتظارات سرمایه گذاران از بازدهی آینده یک دارایی را به ما نشان می دهد.
p/e برابر ۵ به این معنی است که شما حاضر شده اید به ازای هر ۱ ریال سودی که دریافت می کنید ۵ ریال پرداخت بکنید.
عدد ۵ یک عدد نرمال و متوسطی برای نسبت P/E در بازار هست. نسبت P/E را در مقالات بعد حتماً با جزئیات بیشتری توضیح می دهیم که چه هست؟ چگونه به دست می‌آید؟ و اینکه چه مشخصاتی دارد.
زمانی که p/e برای سهم محاسبه می شود، سپس در سود آن ضرب می شود ارزش سهم بدست می آید
اما ارزشی که بدست می آوردیم را می توانیم با قیمت سهام آن شرکت در بازار مقایسه کنیم.
وقتی شما ارزش سهم را با این روش محاسبه می کنید، باید ببینید که قیمت آن سهم در بازار بیشتر از قیمت محاسباتی شماست یا کمتر. اگر قیمت سهم در بازار بیشتر از این عدد باشد، طبیعتا آن سهم ارزنده نیست. ولی اگر قیمت سهم در بازار کمتر از این عدد باشد، به این معنی است که آن سهم ارزنده است و قابلیت رشد دارد و می‌تواند به ارزش واقعی خود برسد و تا محدوده برآوردی قیمتش رشد کند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code